کیان طلا خوشگل و مشگلکیان طلا خوشگل و مشگل، تا این لحظه: 12 سال و 7 ماه و 14 روز سن داره

کیان عزیز عشق بی نظیر بابا و مامان

آقا کیان با نام پرشکوه محمد کیان پا به دنیا گذاشت

سلام  من اومدم  من اومدم تا با لبخند و گریه هام زندگی پدر و مادرم و قشنگ کنم راستش دقیقا روز 17 اسفند بود که صبح زود به بیمارستان الغدیر رفتیم  من که راستش نمی دو نستم می خوام بیام آخه با هام هماهنگ نکرده بودند همون روز دکتر در خونه کوچولوی منو زدو من متولد شدم .                         دل تو دلم نبود تا که مامانمو دیدمو اونم با دیدن من لبخند شادی وصف نشدی رو بهم هدیه کرد و بعدشم که بابا جون و بابا کمال و مامان رقیه و مامان مرضیه رو با هم دیدم و کلی براشون ناز کردم و این داستان ادامه دارد...               &nb...
22 اسفند 1392

ویارونه (ته چین شهمیرزادی)

مامان رقیه برای مامانم ویارونه درست کرد! ویارونه میدونید چیه ؟ به رسم شهمیرزادیها یه  ته چین سبزی خوشمزس که برای مامان هایی که نی نی دارن درست می کنندو فامیل هارو دعوت میکنند و باهم نوش جان کنند. که البته تو اون روز مامان مرضیه هم خیلی زحمت کشید تا یه ناهار خوشمزه آماده بشه  جای همتون خالی  چون مامانی من یه ناهار حسابی خوردو من کلی شاد و شنگول شدم  همه دوست ها و آُشناهامون هم اومدنو سیسمونی خوشگل و مشگل منو دیدن وای که چه روز خوبی بود  راستش فکر کنم 29 بهمن بود     ...
2 اسفند 1392

سیسمونی و اطاق خوشگلم

 یه خبر خوب تو هفته ای که گذشت مادر جونم و دایی جمال برام سیسمونی آوردن راستش فکرکنم که 26 بهمن بودش که کلی هم مامانم مهمون داشت تازه عمه عارفه  و مامان مرضیه و عمو ابوذر و عمه حوری و بچه هاش هم اون روز خونه ما بودن کلی گفتیمو خندیدیم  البته من که تو دل مامانم بودم خیلی ذوق داشتم  همه با کلی خوشحالی و شادی کمک کردن تا وسایلمو بچینند   ...
2 اسفند 1392
1